انواع دمکراسی
در مبحث گذشته مباني تئوريك دمكراسي يا مردم سالاري را مورد بررسي قرار داديم .در اين بخش به معرفي اشكال مختلف دموكراسي خواهيم پرداخت :
نظامات سياسي دمكراتيك از گذشته تا به امروز بر حسب نحوه و اعمال حاكميت و قدرت به سه دسته تقسيم مي گردند :
الف) دمكراسي مستقيم
ب) دمكراسي غير مستقيم
ج) دمكراسي نيمه مستقيم
دمكراسي مستقيم
ژان راك روسو يكي از طرفداران و نظريه پردازان اين نوع از دمكراسي است او دمكراسي حقيقي را حكومتي مي داند كه مردم مستقيما و بدون واسطه , امور حكومتي را اداره كنند زيرا به زعم وي تفويض حكومت و قدرت سياسي به نمايندگان با دمكراسي منافات دارد !
وي در كتاب مشهور خود { قرارداد اجتماعي } پس از بحث هاي طولاني در اين باره چنين نتيجه ميگيرد :
ملت بعنوان شخص . داراي اراده ي واحد است كه قانون مظهر آن بشمار مي آيد و چون هر شخص فقط يك اراده دارد پس حاكميت نيز واحد و غير قابل تجزيه است . بدين معني كه حكومت بايد مستقيما و به وسيله ي همه ي شهروندان اعمال شود . رسو ادامه ميدهد كه چون ملت فرمانرواي عادلي براي خود است بنابراين حاكميت او بايد نامحدود و مطلق باشد
حال براي اجراي دمكراسي مستقيم بايد چگونه عمل كرد ؟
براي اجراي دمكراسي مستقيم همه ي مردم بايد بتوانند در يكجا گرد آمده و به وضع و تصويب قوانين بپردازند و عده اي را موقتا از سوي همگان مسؤول اجراي آن نمايند و عدالت را اجرا كنند !
اما آيا چنين امكاني وجود دارد كه بتوان در جوامع امروزي حكومتي را تشكيل داد كه همه ي مردم آن بتوانند در يك مكان گرد امده و تصميماتي را بگيرند و خودشان انها را اجرا كنند؟
مسلما تحقق اينگونه دمكراسي مستلزم وجود جوامع كوچك و جمعيت اندك است و به همين دليل در كشورهاي بزرگ و پر جمعيت امروزي اجراي چنين سيستمي ناممكن جلوه ميكند !
امروزه تنها نمونه هايي كه از اين نوع دمكراسي ميتوان يافت وضع سه كانتون (ايالت ) در كشور سوئيس است كه هر سال يك بار همه ي مردم و شهروندان خود را در ميداني بزرگ جمع ميشوند و مردم اين مجمع مستقيما قوانين ايا لتي را تصويب ميكنند و عوامل اجرايي را در سطح مجريه و قضائيه برمي گزينند
اين سه كانتون عبارتند از :
گلاريس Glaris
اونتروالد Unterwald
آپانزل Appenzel
دمكراسي غير مستقيم(نماينده سالار)
دمكراسي غير مستقيم يا دمكراسي نمايندگي, حكومتي است كه در آن ملت حاكميت خود را به طور غير مستقيم و از طريق انتخاب نمايندگان اعمال ميكنند .
انديشه ي دمكراسي غير مستقيم را بايد ناشي از موانع مادي و مشكلات عملي دانست كه در راه تحقق دمكراسي مستقيم وجود دارد همانگونه كه گفته شد در كشورهاي بزرگ با جمعيت ميليوني امكان آنكه همه ي مردم در يك جا جمع شوند و در باره ي قوانين و امور عمومي تصميم بگيرند و به تصويب قوانين بپردازند كاري آسان و عملي نيست .
صرفنظر از مشكلات فوق , دليل ديگري كه مدافعان دمكراسي غير مستقيم مي آورند اين است كه ميگويند : همه ي افراد وقت و صلاحيت اين را ندارند كه بتوانند در مسائل مهم و بغرنج سياسي اظهار نظر كنند . بر اين اساس ناگزير ملت بايد به كساني كه داراي صلاحيت و تجربه ي لازم هستند نمايندگي دهند تا اين باره به جاي آنها تصميم بگيرند
در دمكراسي غير مستقيم مردم به وسيله ي انتخابات , نمايندگان خود را انتخاب ميكنند و براي مدت معيني به مجالس مقننه (قانونگذاري) و دستگاه اجرايي ميفرستند تا به نمايندگي از سوي ملت به اعمال حاكميت بپردازند .
ماموريت اعضاي مجالس مقننه تصميم گيري از سوي مجموعه ي يك ملت است و هر يك از نمايندگان حق دارند در باب كليه ي مسائل سياسي و اجتماعي و اقتصادي سراسر جامعه اضهار نظر كنند .
از انجا كه استقرار اينگونه رژيم ها جز با برگزاري انتخابات همگاني مقدور نيست , برنده ي انتخابات قاعدتا كسي است كه در برابر رقباي خود بيشترين شمار آرا را بدست آورده باشد .
مسا له ي عمده اي كه در اينگونه رژيم ها وجود دارد اين است كه انتقال حاكميت شهروندان به نمايندگان ممكن است باعث شود كه نمايندگان به جاي الهام گيري مداوم از خواستهاي راي دهندگان , بر حسب تمايلات و سليقه هاي شخصي , در حقيقت به تدريج اراده هاي خويش را به اسم مردم اعمال كنند و يا اينكه به صورت حرفه هاي سياسي , امر حكومت را فقط در حيطه ي صلاحيت شخصي خويش تلقي نمايند و در آخر كار به صورت نوعي اليگارشي جديد در آيند !
بر اين اساس قوانين اساسي در چنين رژيم هايي با ايجاد دوره هاي قانونگزاري كوتاه مدت (دو يا سه سال )
و پس از آن انحلال مجالس و سپردن سرنوشت نمايندگان به مردم و برگزاري انتخابات جديد و فرستادن نيرو هاي تازه به مجلس كوشيده اند اينگونه عوارض را كاهش دهند
دمكراسي نيمه مستقيم
دمكراسي نيمه مستقيم يا حكومت نيمه مستقيم خط وسط دمكراسي مستقيم و غير مستقيم است . در اين رژيم در عين اينكه در كشور مجالسي براي وضع قانون وجود دارد اما در برخي موارد خود ملت نيز اختيار دارد از طريق پيشنهاد قانون به مجلس مقننه يا تصويب ان با مجلس همكاري و تشريك مساعي كنند تا بدين تريب مزاياي هر دو نوع دمكراسي با يكديگر تلفيق گردد .
به عنوان مثال همه پرسي يا رفراندوم كه عبارت است از رجوع به آراي عمومي مردم و مشورت گرفتن مستقيم از آنها در مورد وضع قانون يا تغيير و اصلاح آن و همچنين كسب نظر شهروندان در باب مسايل مهم مملكتي ميباشد نوعي از دمكراسي نيمه مستقيم ميباشد
در فصل هاي بعدي نمونه هاي بازر چنين نظاماتي را در دنياي امروز و گذشته شرح خواهيم داد باشد كه مورد نظر شما خوانندگان گرامي قرار گيرد .
مثل هميشه در انتظار راهنمايي و ارشاد شما بزرگواران هستم
ارادتمند شما
سعيد ساربان



