تبليغاتX
به نام خداوند جان و خرد _ كزين برتر انديشه بر نگذرد سعید ساربان - آزادي ها

ادامه فصل هشتم
در نوشته هاي پيشين مقدمتاً مساله ي حدود قدرت دولت و آزاديهاي عمومي را مورد بررسي قرار داديم و دانستيم از دير باز تا به امروز متفكرين بزرگ براي محدود  ساختن قدرت دولت و زمامداران وسايل و تدابيري انديشيده اند كه مهمترين آنها عبارتند از :


1 - وسيله ي اول اين بود كه حقوق و آزادي هاي فردي  رسما طي يك سند سياسي  به نام اعلاميه كه در قانون اساسي درج گردد و حكمرانان پاسداري از آن را وظيفه ي خود قرار دهند و خود را به رعايت و اجراي آن متعهد و ملتزم بدانند


2- ترويج اين فكر كه حق حاكميت، ناشي از خود ملت است و هيچ فرد يا گروهي حق فرمانروايي را ندارد مگر به رضايت و انتخاب ملت و فرمانروايان در برابر ملت مسؤلند و بايد درباره اعمال خود  در برابر ملت پاسخگو باشند .


3- وسيله ي سوم براي مهار قدرت سياسي آن است كه اقتدارات حكومتي از هم تفكيك شوند  و هر كدام به دست ارگانهاي مختلف واگذار گردند زيرا تمركز قدرت در دست شخص يا گروه واحد ، خطر استبداد را افزايش ميدهد ( اصل تفكيك قوا ) 


 در اين رهگذر اعلاميه ي جهاني حقوق بشر از نظرتان گذشت . با بررسي اين اعلاميه و همچنين ديگر اعلاميه هاي  حقوق و آزادي هاي فردي در كشورهاي مختلف بويژه اعلاميه حقوق آمريكا 1790و اعلاميه حقوق بشر و شهر وند فرانسه1789 و غيره ميتوان اهم حقوق فردي و آزادي هاي عمومي را  به شرح زير خلاصه كرد
 
الف ) آزادي حيات  يا آزادي تن :

كه شامل حق زندگي ،امنيت شخصي،  آزادي رفت و آمد ، مصونيت مسكن، مصونيت مكاتبات و مكالمات و مخابرات ، مصونيت اسرار شخصي و حق دفاع و اجراي عدالت ميباشد

ب)  آزادي انديشه

آزاد انديشي يكي از جلوه هاي تابناك  حقوق انساني است . هواداران حقوق فردي معتقدند كه اگر بست ها و زنجير ها از پاي انديشه ي انسانها برداشته شود و فرد بتواند بر اساس تعقلات و گرايشهاي خود آزادانه بي انديشد و هرگونه باور و اعتقاد فلسفي ،مذهبي و اجتماعي خود را داشته باشد ، خواهد توانست كرامت و شخصيت خود را  پرورش دهد و انديشه ي خويش را شكوفا سازد و در فضايي آزاد  به كشف و شناسايي واقعيت ها بپردازد و در نتيجه به حقيقت مورد نظر خود  دست يابد . توسعه و تعالي جوامع منوط به وجود انسانهايي از اين قبيل است كه از قيد و بند رفتارهاي دستوري هيات هاي حاكمه و يا ساير قدرتها رها باشند
مهمترين اين نوع آزادي ها آزادي بيان است

      آزادي انديشه =  آزادي بيان

آزادي بيان يعني افشاي انديشه ، اينگونه آزادي حقوقي را به فرد اعطا ميكند تا به وسيله ي آن انديشه ها و عقايد خود را براي همه ي مردم بازگو كند و كسي وي را بعلت  انديشه ها و اعتقاداتش مؤاخذه و مجازات نكند
 شايد يكي از بهترين متون كه متضمن اين انديشه شده و آن را به نيكي بيان داشته اصل 14 از اعلاميه حقوق 1946 جمهوري فرانسه است اين اصل بيان ميدارد  (( هر كسي آزاد است سخن بگويد ، بنويسد ،چاپ كند و انتشار دهد و هرگونه افكاري را  تا آنجا كه از اين حق سؤ استفاده نشود و به عنوان مثال به آزادي هاي  تضمين شده در اين اعلاميه يا حسن شهرت ديگران لطمه وارد نيايد ، (ميتواند افكارش را ) خواه از راه مطبوعات و خواه از طرق ديگر  بيان نمايد  يا نشر دهد  و مورد مدافعه  قرار دهد )) 
از ديگر انواع آزادي هاي مربوط به حوزه ي انديشه،آزادي هاي عقيده و آيين،آزادي آموزش و پرورش ،آزادي تبادل اخبار و اطلاعات ،آزادي گردهمايي ها  و تجمعات و ...

ج) آزاديهاي اقتصادي ،اجتماعي


اين دسته از آزاديها  به اعتبار تعلقات و دلبستگي هاي اجتماعي و مادي كه بشر در اجتماع داراست  ميباشد و شامل حق مالكيت  ، آزادي هاي بازرگاني و صنعتي ، آزادي كار و انتخاب شغل ، آزادي هاي سنديكايي و  حق برخورداري از تامين اجتماعي ميباشد

 به عنوان مثال آزادي سنديكايي را  كه از اهميت بالايي برخوردار است مورد بررسي مختصر قرار ميدهيم 

 سازماني صنفي تحت عنوان سنديكا براي دفاع از حقوق اعضاي آن تاسيس ميشود . اين گروه بندي اجتماعي را ميتوان به صورتي گسترده در  غالب كشورهاي اروپايي با هدف  ايجاد قدرت و نيروي حفظ حقوق اعضا  مشاهده كرد و سنديكاها  گروههاي ذي نفوذي هشتند كه براي فشار آوردن بر قدرت و نفوذ بر تصميمات مقامات حكومتي، به منظور دستيابي به اهداف اجتماعي و حرفه اي فعاليت مينمايند .
بنابر اين آزادي تشكل سنديكاها  يكي از وجوه آزاديها در قالب حوق اجتماعي و اقتصادي است
در فرانسه از سال 1884 آزادي سنديكايي به رسميت شناخته شد .  بر اساس مقررات در اين كشور هر كس آزاد است تا به هر سنديكايي كه بخواهد بپيوندد بي انكه بتوان وي را تحت فشار گذاشت يا از كار اخراج كرد
در حال حاضر در اين كشور سنديكاها  به عنوان شخصيتي حقوقي ،در جهت حفظ منافع صنفي و حرفه اي عمل ميكنند و مؤثر ترين حربه سنديكاهاي كارگري استفاده از اعتصاب براي رسيدن به حقوق حقه  اعضا ي خود است

 پايان فصل هشتم

 

+ نوشته شده توسط سعید ساربان در 2006/7/22 و ساعت 10:49 PM |

برای جویای حقیقت نیت راستین کافی نیست بلکه هماره باید اخلاص و نیت خود را بپاید و آن را از دیده ی شک بنگرد.........................................................دلداده ی حقیقت ، حقیقت را به خاطر هماهنگی آن با آمال و امیال خویش نمیخواهد بلکه حقیقت را تنها به خاطر حقیقت بودنش دوست میدارد ، حتی اگر مخالف باور و عقیده اش باشد.......................................................................... پس هرگاه اندیشه ای متعارض با مبادی ذهنی اش ، به فکر او خطور کند ، آنجا باز می ایستد و به بررسی می پردازد.....................................................تو باید هر روز یک بار با خویشتن خویش به جنگ برخیزی و در این کار نباید برای شکست یا فیروزی اهمیتی قائل شوی ، چرا که این امر به حقیقت مربوط میشود نه به تو ----------------- فردریش نیچه


جستجو در مطالب اين صفحه


Sareban
قويترين متورهاي جستجوگر
Google
WEB http://Sareban.org

Search for:
Search from:
Statistical Control