
برادر عزیزم؛
در آن هنگام که در ژرفنای جانم نا امیدی و حزن،هستی مرا به چالش کشیده بود،در ابتدای فصلی سرد و آغاز یأس تیره و غمناک آسمان،در آن زمان که آرزو داشتم تا در غروب خورشید ظلم،شاهد طلوع سیاه چاله ای از قلب خروشان کهکشان باشم،تو در منظر نگاه پر امیدت خاطر خسته ام را تسلّی دادی و فرجام داستان آفرینش را در پرتو اندیشه ات نیک دانستی .
اکنون در قلب زمستان،میدان التحریر قاهره، بهار آزادی را مبدّل به سیاهچاله ای ابدی برای همه ی مستبدّین و خودکامگان جهان ساخته است.
ژان خوبم تو در جان من ترانه ی سعادت انسان را زمزمه کردی و مرا مشتاق عدالت خواهی نمودی ،امروز برادر حقیرت،ساربان بیدلی است که در پیشگاه نگاه پر شور تو قافله ی عمر خویش را به سوی آرمان شهر اصالت بشری سوق می دهد.
تمدّن بزرگ آفریقا ثابت کرد که تحقّق رویای وحدت بشر و پایان دولتها با جانفشانی آن جوان سبزی فروش درتونس و پایمردی مردم مصر به زودی تجلّی خواهد یافت .عنقریب خواهد بود که عرصه ی آسمان از زاغ و زغن تهی گشته و بر فراز رنگین کمان سعادت انسان،فرشته ی عدالت پروازی روح انگیز و جاودان خویش را به تماشا گذارد .
برادر ، روزی از تندیس باشکوه تو در میدان التحریر پرده بر می کشیم و آن مکان را (( میدان آزادی کشور زمین)) می نامیم.



